تبليغاتX
sargarmi
به وبلاگ سرگرمی خوش آمدید.
سلام دوستان من مجددا یک مطلبی از قلم خودم نوشتم امیدوارم مورد پسندتان باشد:

زمان موجودیست عجیب , ظاهرش ناپیدا غیر قابل دیدن اما قابل لمس کردن می شود, رد آن را احساس کرد ,می شود آن را دنبال کرد اما نمی شود به آن رسید چون یک لحظه از تو جلوتره میتوان تجلی آن را دید اما خودش را خیر, گویی آن را می توان مانند عبارت پارادوکس پیدای پنهان پنداشت اما هم پیداست هم ناپیدا هم پنهان است هم آشکار الحق چیز عجیبیست جالبتر از همه فلسفه ی موجودیت زمان هست که موجودیت خود زمان را زیر سوال میبرد ;زیر سوالی سخت گنگ ; آن فلسفه این است , آری زمان نسبیست!!!یعنی این موجود تعریفی چالش زا دارد جالبتر اینکه زمان هم وجود دارد هم ندارد زیرا انشتین آن را در جایی یک بعد به حساب می آورد اما در جایی فاقد بعد, زمان از لحاظ فیزیک هرگز منفی نیست اما در ذهن ما زمان بر میگردد به هر میزان دلخواه عقب, به یک ساعت, به یک روز ,به صد روز, به یک سال ,ده سال ,صد سال, هزاران و میلیونها سال یا حتی به لحظه ی پیدایش کاینات!!! آری این موجود نا موجود ما را در پرتوی خویش میبرد و می برد و ما غافلیم بزرگان آن را طلا می شمارند گویی تعبیری به جاست علی الحال کمی در موردش اندیشیدن ضرری ندارد بلکه توانستیم آن موجود را کمی بیشتر بشناسیم خب این بود تعریفی جزیی از زمان.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت   توسط نوید اباذری  | 

 

                                                   

ماری کوری در سن ۱۹ سالگی به پاریس رفت تا در آنجا به تحصیل در رشته شیمی بپردازد. در آنجا با فیزیکدان جوان فرانسوی به نام پیر کوری آشنا شد. این آشنایی به ازدواج انجامید. او به پیر کوری در انجام آزمایشهای عملی‌اش درباره الکتریسیته کمک می‌کرد. زمانی که ماری کوری در سال ۱۸۹۵ در انباری چوبی کوچکی که آزمایشگاه او بود شروع بکار کرد، نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی در باره عنصر شیمیایی رادیم نمی‌دانست و این عنصر هنوز کشف نشده بود.البته یکی از همکاران پژوهشگر پاریسی و فیزیکدان فرانسوی، «هانری بکرل»، در آن زمان تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم، پرتوهایی اسرار آمیز نامرئی از خود می‌افشاند.بکرل به طور اتفاقی یک قطعه کوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نورندیده که در کاغذ سیاه پیچیده شده بود گذاشته بود. صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فیلم درست مثل این که نور دیده باشد سیاه شده‌است. بدیهی بود که عنصر اورانیوم، پرتوهایی را از خود ساطع کرده بود که از کاغذ سیاه گذشته و بر صفحه فیلم اثر کرده بودند.بکرل این فرآیند را دوباره با سنگ معدنی که سنگی سخت و سیاه قیرگون است و از اورانیوم بدست می‌آید، تکرار کرد. این بار، اثری که سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود، حتی از دفعه قبل هم قوی‌تر بود. بنابراین می‌بایست به غیر از عنصر اورانیوم، یک عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می‌داشت.در ۱۲ آوریل ۱۸۹۸ کوری‌ها نظریه خود را به آکادمی علوم پاریس گزرش کردند. در ۱۴ آوریل، کوری‌ها با همکاری «لمون» شیمیدان فرانسوی، به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند. نتیجه گرانبهای این کار پرزحمت و طاقت‌فرسا تنها چند قطره از ماده‌ای بود که آنها این ماده را در لوله‌های شیشه‌ای آزمایشگاهی نگهداری می‌کردند.بر اثر این کارهای طاقت‌فرسا در نخستین زمستان، ماری کوری دچار نوعی عفونت و التهاب ریوی شد و تمام فصل را مریض بود. ولی پس از بهبودی، کار پختن مواد در دیگها را در آزمایشگاه از سر گرفت. پس از آن، نخستین دخترش به نام ارینه متولد شد.پیر و ماری کوری در ماه جولای(مرداد ماه) همان سال توانستند این مسئله را اتشار دهند که سنگ معدن به غیر از اورانیوم، دو عنصر پرتوزای دیگر را نیز در خود دارد. نخسیتن عنصر را به یاد محل تولد و بزرگ شدن ماری کوری که لهستان بوده‌است، پولونیوم نامیدند و دومین عنصر را که اهمیت زیادی داشت رادیوم نامیدند که از واژه لاتین به معنی «پرتو» الهام می‌گرفت.خانواده کوری بهمراه بکرل بخاطر کشفی که پس از آن همه کار طاقت‌فرسا به آن نائل شدند در سال ۱۹۰۳ جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را که برای کارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند، پرداخت کنند.پیر کوری در سال ۱۹۰۶ در ۴۷ سالگی بعلت تصادف با درشکه درگذشت. مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربون و عضو آکادمی طب شد و در سال ۱۹۱۱ برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد.ماری کوری به غیر از «لیونس پاولینگ» برنده جایزه نوبل در شیمی در سال ۱۹۵۴ و برنده جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۶۲ تنها انسانی است که دو بار این جایزه ارزشمند را از آن خود کرده‌است. سرانجام مادام کوری در ۴ ژوئیه ۱۹۳۴ یعنی ۲۸ سال بعد از مرگ شوهرش و در سن ۶۷ سالگی درگذشت.

 منبع: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت   توسط نوید اباذری  | 

ونگوگ به روايت نقاشی

 

         
ونسان ویلِم ون گوگ (تلفظ صحیح: وینسنت وان گوخ) (۳۰ مارس ۱۸۵۳-۲۹ژوئیه ۱۸۹۰) نقاش نامدار زاده هلند بود. نام او در زبان هلندی فینسِنت فان خُخ تلفظ می شود. ونسان تلفظ فرانسوی اسم کوچک اوست و در انگلیسی وینسنت می گویند( Vincent van Gogh).

تعدادی از اثر های هنری ونسان وان گوگ از مشهورترین آثار هنری است. او به عنوان یک پست امپرسیونیست شناخته شده. او از کشمکش های بیماری روانی رنج می برد و در یک حادثه قسمتی از گوشش را برید. ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال هنری، معلم و واعظ هنری گذراند.او اعتقاد دینی عمیقی داشت و مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ بلژیک به عنوان مبلغ غیرروحانی مسیحی فعالیت کرد.پس از مواجهه با آثار "ژان فرانسوا میله" عمیقا تحت تاثیر نقاشی او و پیام اجتماعی آن قرار گرفت و تصمیم گرفت نقاش شود. برادر جوان ترش تئو که مغازه تابلو فروشی داشت باعث آشنایی او با نقاشان امپرسیونیست شد.[۱] او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. او در ابتدا از رنگهای تیره و محزون استفاده می کرد تا اینکه در پاریس با امپرسیونیسم و نئو امپرسیونیسم آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید. او در ۱۰ سال آخر عمرش حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی بر جای گذاشت. برخی از مشهور ترین آنها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده اند. او در ۲ ماه پایانی عمرش تنها ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. در سال ۱۸۹۰ به دکتر روانشناس (Dr.Gachet) که از او پرتره ای کشیده است، مراجعه کرد. پیسارو این دکتر را به او معرفی کرد. اولین برداشت ون گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمار تر است. فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق تر شد و در جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به سمت کشتزار ها قدم زد و گلوله ای در سینه اش خالی کرد. او در روز بعد در مهمان سرای Ravoux مرد. برادرش به بالین او آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد:غم برای همیشه باقی خواهد ماند.

دوران کودکی (۱۸۵۳-۱۸۶۹)

ونسان ونگوگ در خروت-زوندرت (Groot-Zundert)در ایالت برابانت هلند نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. او پسر آنا کورنلیا کاربنتوس و تئودورس ونگوگ بود. پدر و پدر بزرگش کشیش بودند و سه تا از عموهایش به کار دلالی آثار نقاشی اشتغال داشتند. اسم پدر بزرگ و عموی او نیز ونسان بود که به او عمو کنت می گفت.نخستین فرزند خانواده شش هفته بعد از تولد مرد و یک سال بعد ونسان به دنیا آمد و نام برادر مرده اش را بر او نهادند. برادر محبوب و حامی اش تئودورس(تئو) چهار سال بعد از ونسان در ۱ می ۱۸۵۷ به دنیا آمد. سپس خانواده ونگوگ دارای چهار فرزند دیگر شد: یک پسر به نام کور و سه دختر : آنا‌،الیزابت و ویل. ونسان کودک ساکت و آرامی بود.

خودکشی و مرگ

هنگام مرگ همچون رافائل، سی و هفت سال بیشتر نداشت و سال هایی که به نقاشی مشغول بود از ده سال بیشتر نمی شد.تابلوهایی که باعث شهرت او شده در طول سه سالی کشیده شد که مدام گرفتار حمله های عصبی و افسردگی بوده است.امروز بیشتر مردم بعضی از این تابلوها را می شناسند؛ گل های آفتابگردان، صندلی خالی، درختان سرو و بعضی پرتره هایش به صورت تصاویر چاپی شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاق های ساده مردم عادی نیز دیده می شوند. این دقیقا همان چیزی است که ون گوک می خواست. دوست داشت تابلوهایش تاثیر برانگیزی مستقیم و قوی چاپنقش های رنگی ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسینشان می کرد.آرزو داشت هنر صاف و ساده ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، که مایه شعف و تسلای خاطر همه انسان ها باشدوقتی ونگوگ مرد تابوتش راپر از گل های آفتابگردان کردند.

مهمترین آثار وان گوگ

شب پرستاره

مزرعه

خورندگان سیب زمینی

برگریزان پاییز

پرتره ی دکتر گاچد

گل آفتابگردان

منبع:http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article836  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت   توسط نوید اباذری  | 

سلام دوستان یک متن دیگرو نوشتم حتما بخونید جالبه:

خیابون جایست که امروزه محل عبور و مرور اتومبیلها و وسایل نقلیه است که مانند شاهرگ یک شهر است البته در این دوره زمونه شهر ما (تهران) دچار بیماری گرفتگی عروق شده بدین معنی که از ماشینهای کهنه تا لوکس گرفته و موتورها و .....همانند چربی رگهای شهرمونو گرفتن مخصوصا عصرها که کارمندان و بازاریها و شبها که کل ملت ماشاالا میان بیرون شهر ما رگهاش به کل گرفته میشه و کنفیکون میشه و ممکنه سکته کنه!!!!! البته ناگفته نماند که پنج شنبه ها نسبتا خلوت و صبحهای جمعه گوش شیطون کر پرنده هم پر نمیزنه که باعث میشه کمی خون به مغز شهرمون برسه و عیدنوروز هم که ۷۰٪ ملت به دیار خودشون میرن و شهر خالی میشه  ریه های شهرمون یه نفس راحتی می کشن با این تفاسیر اگه حالا بفکر شهرمون نباشیم تا چندی بعد شهرمون از دست میره و بیماری چربی خون بهش امون نمیده و ..... خب این بود ماجرای شهرمونو بیماریش!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت   توسط نوید اباذری  | 

دوستان مثل اینکه طرفدار طنز زیاده خوب می خوام یه نوشته ی طنز از قلم خودم بنویسم:

شب با هزار فکر و خیال و آرزو می خوابی اما تنشهای روز سپری شده نمی ذارن خواب خوب ببینی ازین خوابهای بی سرو ته می بینی در هر حال در اوج خوابت که تازه از چرت و پرت بودن فایق شده بود تا میای یه خواب درست حسابی ببینی یدفه ساعتت زنگ میزنه با هزار بدبختی میزنی تو سر ساعتت(میتونه موبایلتم باشه مثل من) تا خفش کنی و بگیری بخوابی اما امان از دست تلفون رییییییییییییینگ زنگ میخوره یدفه ۶ متر میپری هوا با عصبانیت تلفونو بر میداری میبینی از بانک زنگ زدن میگن چکتون داره برگشت میخوره و اگه برگشت بخوره تنها داراییت رو که  خونه ی ۴۰ متری که با هزار بدبختی یجای شهر که رو نقشه هم نیست خریدی ازت میگیرن با هزار قربون صدقه رفتن و خواهش تمنا و غیره از صاحب چک  وقت میگیری که امروز پول به حسابت واریز کنی میبینی ساعت ۸:۳۴ صبح ۵شنبس و بانکا تا ۱۲:۳۰ بیشتر باز نیستن جنگی چای درست می کنیو نصف لیوانم از آب سرد میریزی(که البته اون چای دیگه با زهر مار یه تفاوت جزیی داره که اونم اینه که نمی کشتت!!!) که زود بخوری ظاهرا یه چیزی شبیه صبحونه می خوریو عین چی لباساتو میپوشیو از اونجا که مورد غضب الهی هم واقع شدی و ماشینم نداری میری تو خیابون منتظر تاکسی میشی که ماشالا تنها چیزی که نمیبینی همین یه موجود نایابه!!!!تصمیم میگیری پیاده بری با بدبختی میرسی به بانک محل خوشبختانه کارت عابر بانکت تو جیبته میبینی عابر بانک خلوت به قدری تعجب میکنی که انگار یکی ازعجایب خلقت رو دیدی خلاصه با کمال تعجب میری جولو  اما امان از شانس....میبینی دستگاه خرابه میبینی ساعت شده ۹:۲۰ یه ماشین دربست میگیری(البته بر خلاف تاکسی ماشینهای در بستی عین نقل و نبات ریختن تو خیابونا البته اگر مونث باشی که دیگر هر نیم متر یه ماشین جولو پات سبز میشه من شنیدم اینها از روی حس نوع دوستی ترمز میکننو بوق میزنن خدا داند!!!!) خلاصه میرسی به یه بانک ۳تومنم پیاده میشی میبینی پشت عابر بانک یه صف ۲۰ متری از آدم وایساده میری انتهای صف ساعت میشه ۱۰:۱۰ یه نفر مونده تا نوبتت بشه میگی دیگه همچی تموم شد اما مگه این آدم با فرهنگ دست برداره؟؟!!هی پول میگیره دوباره کارت میزنه هی پول میگیره دوباره....بلاخره نوبت تو میرسه کارتو میزنی تو دستگاه رمزو میزنی میری تو قسمت انتقال وجه شماره حساب و میزنی تایید رو هم میزنی یه نفس راحت عمیق میکشی که همچی تموم شده اما هنوز نفسرو بیرون نداده میبینی دستگاه ارور میده میگه موقتا دستگاه با مشکل مواجه است اون نفس راحت کوفتت میشه همچین که انگار که گاز خردل نفس کشیدی!!!!خلاصه میری تو خود بانک جمعیت رو که میبینی از زندگی سیر میشی ولی چاره نیست میری نوبت میگیری صبر میکنی نوبتت میشه ساعتتو میبنی ۱۲رو نشون میده شمارتو صدا میزنن میری باجه ی ۷ قسمت .....خلاصه پولو انتقال میدیو جدا نفس راحترو میکشی نه۱بار بلکه اونقد نفس میکشی تا جدی جدی جونت در میاد!!!!!!! خلاصه میای بری خونه یدفه از شادی خندق حفر شده وسط خیابونو نمیبینیو........حالا خر بیارو باقالی بار کن..... چشمت روز بد نبیند سر از بیمارستان در میاری البته ماشالا با این خیابونای خلوت آمبولانس هم بعد ۴۰ دقیقه میاد خلاصه به خودت میایو میبینی ساعت ۸ شب شده و با هزار بدبختیو آوارگی با یه پای گچ گرفته نشستی رو مبل شکسته ی حال خونتو به این روز فکر میکنی که چقدر از روزهای قبل بهتر بود و با هزار آرزو میخوابی بلکه تو خواب آب خوش از گلوت پایین برودو به رویاهات برسی اما......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت   توسط نوید اباذری  | 

با کمال تاسف و اندوه فراوان درگذشت ریچارد رایت را به تمامی دوست داران پینک فلوید و موسیقی سبک راک تسلیت میگویم.لینک نامه ی دیوید گیلمور(David Gilmour)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت   توسط نوید اباذری  | 

سلام دوستان من طبق نظرسنجی وبلاگ تصمیم گرفتم مطلب آموزشی بنویسم ای پیش خودم گفتم چند ضرب المثل انگلیسی بنویسم تا مورد پسند علاقه مندان باشد البته امروز ضرب المثلهایی که با A و B و C شروع می شود را می نویسم در آینده به ترتیب A B C D.......  ضرب المثلهای دیگر را در ادامه مطلب همین پست می نویسم.

A :

1.    Absence makes the heart grow fonder (people often feel more affectionate toward each other when they are apart)

2.    Actions speak louder than words (peoplel’s actions are more convincing than their words are)

3.    After the feast comes the reckoning (people must always pay the price of their excesses)

4.    All that glitters is not gold (some things are as valuable as they appear to be)

5.    An apple a day keeps the doctor away (eating an apple every day helps a person to stay healthy)

6.    The apple doesn’t fall far from the tree (children take after their parents)

B :

7.    Bad news travels fast (reports of problems and misfortune spreas quickly)

8.    Barking dogs seldom bite (people who threaren others usually do not hurt them)

9.    Beauty is in the eye of the beholder (what seems ordinary or ugly to one to one person might seem beautuful to another)

10.  Beggars can’t be choosers (when a person has nothing,he or she must accept whatever help is offered)

11.  The best things in life are free (the things that give a person the most happeness don’t cost anything)

12.  Better a live coward than a dead hero (it’s better to run from a life-threatening situation than to fight and risk being killed)

13.  Better late than never (it’s better to do somthing late than not to do it at all)

14.  Better safe than sorry (it is better to choose a safe course of action than a risky one that could lead to regrets)

15.  The bigger they are,the harder they fall (the more important someone is,the more severs are the consequences of his or her failure)

16.  A bird in the hand is worth tow in the bush (something you already have is better than something you might get)

17.  Birds of a feather flock together (people of the same type seem to gather together)

18.  Blood is thicker than water (members of the same family share stronger ties with each other than they do with others)

C :

19.  Charity begins at home (one should take care of one’s own family,friends,or fellow citizens before helping other people)

20.  Clothes do not make the man (a person should not be judged by the clothes he or she wears)

21.  Curiosity killed the cat (it is dangerous to be curious)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت   توسط نوید اباذری  | 

دوستان تصمیم گرفتم یک خاطره کوتاه بنویسم که یکی از خاطرات شخصیم هست خب ازکجاش بگم : من یه ۳ یا ۴ سال پیش که سنم کمتر بود از طرف فرهنگ سرا بانو که عضو هستم از پروژه ی طولانی ترین نقاشی جهان با خبر شدیم خلاصه یک جلسه ی توجیهی بود که در موزه ی هنرهای معاصر رفتیم بعد از آن روز  با ۲ تا از دوستان رفتم و دیدم بولواره کشاورز از سر تا ته و از ته تا سر دور تا دور پارچه برای شرکت کنندگان بود بطول ۳کیلومتر یه یکی دو ساعتی صبر کردیم تا بلاخره برنامه شروع شد خلاصه من در کیلومتر دوم یجای تقریبا خلوت تر نسبت به کیلومتر اول تابلومو انتخاب کردم خلاصه رنگارو آوردن منم کاور تیم روباتیک تنم بود شروع به نقاشی کردم یه دفعه به خودم اومدم دیدم همه جامو نقاشی کردم الا بوم رو!!!!! البته یه گروه دانشجو گرافیک هم کنار من بودن یه پنج شش تا دختر مهربون بودن که یکم کمکم کردند منم یه هلال قرمز با یه خط ضربان قلب کشیدم ضمینه هم آبی روشن زدم خلاصه این وسط یدفعه دیدم یه مترجم با یه خبر نگار خارجی اومدن سر نقاشی من و شروع به صحبت کردن کرد خبرنگاره که فهمیدم از کشور ترکیه اومده منم فارسم ترکی بلد نبودم اومدم انگلیسی جواب بدم که طوری حول شدم که این ده یازده سال انگلیسی که بطور پراکنده و مستمر خونده بودم بال درآوردن و من هنگ به معنای واقعی کردم خلاصه خدا پدر مادر مترجمرو بیامرزه که صحبت کردیمو از منو نقاشیم یکی دو تا عکس گرفت و رفت سراغ دانشجوها خلاصه که وقتی برنامه تموم شد برادرم با ماشین اومد دنبالمونو جاتون خالی یه کباب ترکی خوردیم که مزش هنوز تو دهنمه بعد هم اومدم خونه و رفتم حموم و شروع به شستن رنگا کردم خلاصه که روز واقعا به یادماندنی بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت   توسط نوید اباذری  | 

سلام دوستان من طبق نظرسنجی وبلاگ تصمیم گرفتم مطلب هنری بنویسم ای کمی با نت و موسیقی آشناییت دارم امیدوارم مورد پسندتون باشه.بریم سر اصل مطلب من یک جمع بندی از سازها میکنم ماچند دسته ساز داریم عبارتند از:سازهای زهی،بادی و ضربی که همانطور که از نامشان پیداست سازهای زهی سازهایی هستند که متشکل از سیم اند و طنین صدای آنها توسط سیمها بوجودمی آید مانند:تار،ستار،گیتار،ویلون،چنگ،سنتور و غیره و سازهای بادی سازهایی هستند که طنین صدای آنها توسط دمیدن هوا بداخل آنهابوجود می آید مانند:ساکسیفون،شیپور،نی،فلوت و غیره و سازهای ضربی سازهایی هستند که طنین صدای آنهابوسیله وارد کردن ضربه به آنها حاصل می شود مانند:درامز،دف و غیره البته امروزه سازهای الکتریکی و الکترونیکی وجود دارند مانند:گیتارالکتریک،کیبورد و غیره حال به نتها می پردازیم در موسیقی یک سری قوانینی وجود دارد که با دانستن آنها می توانیم:نوع نت، سرعت نواختن نتها،ریتم نواختن و ترتیب نواختن نتها را بفهمیم و اجرا کنیم.نتها را با علایم مخصوصی نمایش می دهند بر روی خطوط موازی هم روی کاغذ به این ترتیب که اگر شکل نت ما بصورت دایره ی سفید(توخالی)باشد که اصطلاحا «گرد» می گویند نشان می دهد که میزان مکث پس از نواختن نت باندازه ی چهار ضرب(۱ ۲ ۳ ۴) است به همین صورت اگر نت بشکل دایره ی سفید و یک خط عمودی بر روی آن باشد که اصطلاحا «سفید» می گویند نشان می دهد که میزان مکث پس از نواختن نت باندازه ی دو ضرب(۱ ۲) است و اگر شکل نت ما بصورت دایره ی سیاه و یک خط عمودی بر روی آن باشد که اصطلاحا «سیاه» می گویند نشان می دهد که میزان مکث پس از نواختن نت باندازه ی یک ضرب(۱) است و اگر شکل نت ما بصورت دایره ی سیاه و یک خط عمودی بر روی آن و یک خط بر انتهای خط عمود؛عمود شده باشد(البته بصورت مورب هم میتوان به خط عمود رسم کرد) که اصطلاحا « چنگ » می گویند نشان می دهد که میزان مکث پس از نواختن نت باندازه ی نصف ضرب (۲/۱) است و اگر شکل نت ما بصورت دایره ی سیاه و یک خط عمودی بر روی آن و دو خط بر انتهای خط عمود؛عمود شده باشند(البته بصورت مورب هم میتوان به خط عمود رسم کرد) که اصطلاحا «دولا چنگ » می گویند نشان می دهد که میزان مکث پس از نواختن نت باندازه ی یک چهارم ضرب (۴/۱) است و اگر شکل نت ما بصورت دایره ی سیاه و یک خط عمودی بر روی آن و سه خط بر انتهای خط عمود؛عمود شده باشند(البته بصورت مورب هم میتوان به خط عمود رسم کرد) که اصطلاحا «سه لا چنگ » می گویند نشان می دهد که میزان مکث پس از نواختن نت باندازه ی یک هشتم ضرب (۸/۸) است البته برخی مواقع چهار لاچنگ هم استفاده می شود اما به علت سرعت بسیار بالای چهار لاچنگ بالاتر از چهار لاچنگ استفاده نمی شود. نتها عبارتند از: دو،ر،می،فا،سل،لا،سی که بسته به کلید موجود با قرار گرفتن اشکال:گرد،سفید،سیاه،چنگ،دولاچنگ،سه لاچنگ،چهارلاچنگ؛بر روی خطوط افقی موازی یا بین خطوط نوع نت (دو،ر،می،فا،سل،لا،سی) را فهمید و آن را نواخت. البته اعداد کسری قبیل: ۴/۲ ، ۴/۳ ،  ۴/۴ ... که درابتدا و بعد از کلید(سل...)قرار می گیرند که نشان دهنده ی نوع ریتم نواختن نتها می باشند موارد و نکات بسیاری وجود دارد که جزو بحثهای تخصصی نوازندگی میشود البته من وارد بحث تخصصی موسیقی نمی شوم چون رشته من موسیقی نیست اما سعی کردم اطلاعات مختصری از موسیقی در اختیارتان بگذارم اگر اشتباهی در مطالب من به نظرتان آمد حتما من را در جریان بگذارید تا تصحیح کنم متشکرم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت   توسط نوید اباذری  | 

راهنماي عکاسي از آسمان شب (1)

 (( ... اي كاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري )) آندره ژيد

 

مقدمه

آيا شما به ياد داريد در شبي صاف و آرام به آسمان چشم دوخته باشيد ؟ به آسماني زيبا كه از ميلياردها ستاره و سياره ، صدها صورت فلكي و ميليونها سحابي و كهكشان ريز و درشت تشكيل شده است . در اين شبها علاوه بر رصد اين گنبد مينايي ، فعاليت ديگري كه بسيار لذت بخش و هيجان انگيز است ، ثبت اين تصاوير زيبا و شگفت آور است . عكاسي نجومي يكي از بخش هاي زيبا و بياد ماندني نجوم آماتوري است . هر روزه بر تعداد كساني كه با در اختيار داشتن ساده ترين امكانات به اين فعاليت علمي _ هنري مشغول هستند افزوده مي شود . شما هم مي توانيد با داشتن يك دوربين ساده و البته كمي هم تجربه و تمرين به جمع عكاسان نجومي بپيونديد . در اين مقاله سعي شده است علاوه بر معرفي قسمت هاي مختلف دوربين عكاسي حرفه اي به نحوه عكاسي از پديده هاي نجومي و اجرام آسماني و بيان تجربيات عده اي از عكاسان اشاره شود . اميد است كه اين تلاش اندك، مورد قبول علاقه مندان به علم زيباي نجوم قرار گيرد .

با توجه به اين كه اكثر مخاطبان را افراد مبتدي و كساني تشكيل مي دهند كه عكاسي را صرفاً در حد عكاسي عمومي انجام داده اند و فاقد اطلاعات لازم در اين زمينه هستند ، بر خود وظيفه دانستم تا با بياني ساده ، اصول عملي عكاسي نجومي را همگام با آشنايي و كاربرد صحيح دوربين عكاسي در اختيار دوستان و علاقه مندان قرار دهم .

ترتيب مطالب به گونه اي است كه فرد مبتدي از لحظه اي كه دوربين را دردست مي گيرد ، مرحله به مرحله خود را براي كار و عكاسي آماده كرده و دقيقاً مراحل كار با يك دوربين را مي آموزد . اولين قدم قبل از اقدام به عكاسي با هر دوربيني ، امتحان و آماده كردن قسمت هاي مختلف دوربين است .

 

مراحل آشنايي و آماده سازي دوربين عكاسي

        

تنظيم حلقه حساسيت فيلم : 

         كليه فيلم هاي عكاسي داراي حساسيت هاي مشخصي براي كاربردهاي گوناگون هستند . حساسيت فيلم ها ، به نوعي حساسيت و تاثير پذيري آنها را در مقابل نور نشان مي دهد و هرچه فيلم داراي حساسيت بالاتري باشد ، به نور حساستر است . بنابراين در جاهايي كه نور كم است ، فيلم هايي با حساسيت بالا ، نتيجه بهتري ارائه مي دهند . حساسيت فيلم هاي عكاسي با واحد هاي استاندارد مشخصي نشان داده مي شود كه معروفترين اين واحدها ASA , ISO , DIN  است كه حلقه حساسيت فيلم بر روي دوربين با يكي از اين واحد ها مشخص مي شود . نكته مهمي كه بايستي همواره در مورد حساسيت فيلم ها به خاطر داشته باشيم اين است كه هرچه عدد حساسيت فيلم بالا مي رود ، فيلم به همان نسبت به نور حساستر مي شود به طور مثال فيلمي با حساسيت 200 دو برابر يك فيلم با حساسيت 100 داراي حساسيت است . حساسيت هر فيلم براي استفاده بخصوصي بايد در نظر گرفته شود تا وضوح ، دقت و رنگ عكس هاي نهايي طبيعي و قابل قبول با شند .  

لازم است قبل از شروع به عكسبرداري ، حلقه تنظيم حساسيت فيلم را مطابق با حساسيت فيلم مورد استفاده تنظيم كرد . در انتخاب فيلم بايد اين نكته را در نظر گرفت كه براي عكاسي از موضوعات و پديده هاي مختلف آسمان چه به روش مستقيم و چه به روش غير مستقيم ( با استفاده از ابزار رصدي مانند تلسكوپ يا دوربين دو چشمي ) بايد از فيلم هاي متفاوتي استفاده كرد . انتخاب فيلم در عكاسي نجومي از اهميت بسيار زيادي برخوردار است . براي نمونه اگر مي خواهيد از خورشيد عكس بگيريد ( البته با فيلتر مناسب ) فيلم هايي با حساسيت 100 مناسب هستند در حاليكه در عكاسي از ماه فيلم هايي با حساسيت 200 يا 400 مناسبتر هستند . به ويژه اگر ماه به حالت هلالي باشد يا اينكه مي خواهيد از اختفا و يا مقارنه ماه با جرمي آسماني تصوير بگيريد . اما عكاسي از موضوعاتي مانند سيارات ( فقط زهره ، مريخ ، مشتري و زحل ) به اين روش چندان ساده نيست و بهتر است از فيلم هايي با حساسيت 1000 يا بالاتر استفاده كرد .

                                      .

تعيين روزنه يا ديافراگم در عكاسي :      

ديافراگم در داخل لنز تعبيه شده است كه به وسيله حلقه اي روي بدنه لنز قابل كنترل مي باشد . توجه داشته باشيد هر درجه كه عدد ديافراگم بزرگتر مي شود، ميزان نوري را كه از خود عبور مي دهد ، به نصف مقدار قبلي كاهش مي يابد . بنابراين عدد 2 بازترين درجه و عدد 16 بسته ترين درجه ديافراگم مي باشد .

كنترل ديافراگم در عكاسي به منظور دو هدف مورد توجه قرار مي گيرد :

 الف ) ميزان نوردهي به فيلم  

ب) تعيين ميزان عمق ميدان ديد موضوعات عكاسي

ميدان ديد يا  depth of field در عكاسي به فاصله بين كانون عدسي لنز با موضوع مورد نظر را گويند . اصل مهم در تعيين عمق ميدان ديد و انتخاب ديافراگم اين است كه با هرچه تنگ كردن ديافراگم ، عمق ميدان بيشتر مي گردد و با هرچه بازكردن ديافراگم ، حد فاصل وضوح لنز كاهش مي يابد .

اندازه هاي مختلف ديافراگم

در عكاسي نجومي به روش غير مستقيم ، ديافراگم را نبايد زياد بست ، چون با اين عمل لبه هاي پره ديافراگم به صورت يك چند ضلعي در عكس ظاهر خواهند شد ( البته فقط در عكاسي از اجرام بزرگي مانند ماه بدر يا خورشيد )‌ ولي در حالت كلي ديافراگم هاي 4 ، 8/2 ، 2 ، و يا حتي 4/1 پيشنهاد مي شود . اما در عكاسي مستقيم بهتر است هميشه ديافراگم را روي بازترين حالت ممكن قرار داد .

 

تعيين سرعت پلك يا شاتر در عكاسي :  

در دوربين عكاسي همانطور كه تعيين ميزان روشنايي را ديافراگم بر عهده دارد ، سرعت يا زمان ورود اين روشنايي بر عهده شاتر است . به عبارت ديگر شاتر به عنوان يك محافظ مقابل فيلم قرار گرفته تا در هنگام لزوم براي نور دادن به فيلم در مدت زمان تعيين شده كنار رفته و پس از انجام عمل نوردهي به فيلم مجدداً مقابل فيلم را بپوشاند . به اين نكته توجه داشته باشيد كه هر عدد شاتر به صورت دو برابر عدد ماقبل خود استاندارد شده است . بدين معني كه سرعت 60/1 ثانيه ، دو برابر سريعتر از سرعت 30/1 ثانيه به فيلم نور خواهد داد . با انتخاب يك درجه بالاتر ،‌ مقدار نوري كه به فيلم مي رسد دقيقاً نصف مي گردد . بنابر اين همواره دقت داشته باشيد ، حتي يك درجه كم يا زياد كردن سرعت شاتر معادل نصف يا دو برابر نوردهي به فيلم مي باشد . معمولاً در عكاسي هاي نجومي از سرعت B  شاتر استفاده مي شود مگر اينكه موضوع عكاسي خيلي نوراني باشد مانند ماه بدر يا خوشيد . در اين حالت شاتر دوربين با فشردن تكمه عكسبرداري باز شده و با برداشتن انگشت از روي تكمه ، به حالت اوليه خود باز مي گردد . با اين روش مي توان شاتر دوربين را باز نگه داشت و به مدت زمان لازم به فيلم نور رسانيد .

لنز :   (lens )

همانگونه كه مي دانيد براي ثبت تصاوير اجسام و مناظر بايستي از يك عدسي در دوربين عكاسي كمك گرفت . عدسي هايي كه براي كار عكاسي طراحي و ساخته مي شوند ، به صورت تركيبي از عدسي هاي مختلف محدب و مقعر است كه در نهايت به صورت يك لنز محدب يا مقعر عمل مي كنند . در دوربين هاي تك عدسي انعكاسي نور پس از گذشتن از عدسي به آينه مي رسد . سپس بازتاب آن از طريق منشور پنج وجهي به چشم مي رسد . آينه و منشور تصوير معكوس عدسي ها را تصحيح ميكنند . در لحظه عكسبرداري  آينه از مقابل فيلم كنار مي رود . در اين دوربين ها تصويري كه از طريق عدسي اصلي به چشم مي رسد ، با تصويري كه بر روي فيلم ثبت مي شود كاملاً يكي است . مهمترين مشخصه عدسي هاي عكاسي ، تركيبي بودن آنها است . اصولاً معيار تفكيك و شناخت لنزها ، براساس فاصله كانوني آنها است . فاصله كانوني هر لنز به ميلي متر (mm) روي لبه خارجي لنز حك شده و به راحتي قابل رويت است . بنابراين عدد فاصله كانوني لنز ، نشان دهنده كميت يا كيفيت آن نيست و صرفاً نشان دهنده محل تشكيل تصوير روي كانون عدسي مي باشد . معمولاً لنزها بر اساس فاصله كانوني به سه دسته تقسيم مي شوند :

1 ) لنزهاي نرمال يا چشمي :

 به لنزهايي گفته مي شود كه توسط شركت سازنده روي دوربين قرار مي گيرد و با فاصله كانوني 50 يا 58 ميلي متر ، تمامي مشخصات آن با مشخصات چشم انسان هماهنگ است . 

2 ) لنزهاي زاويه باز يا وايد : ( wide angle )

از ويژگيهاي اين نوع لنز ميدان ديد بسيار وسيع و ثبت قسمت هاي بيشتري از موضوع است كه لنز نرمال به سبب محدود بودن زاويه ديد ، آنها را حذف مي كند . در اين نوع لنزها فاصله كانوني كم ( 30 mm) و عمق ميدان وضوح به مراتب بيشتر از لنزهاي نرمال است .

لنز وايد

3 ) لنزهاي زاويه بسته يا تله : ( tele photo )

از ويژگيهاي اين نوع لنز ميدان ديد محدود و قدرت بزرگنمايي بالا است . در اين نوع لنزها فاصله كانوني زياد (300mm) و عمق ميدان ديد كم است و مي توان طوري لنز را روي موضوع ميزان كرد كه آنچه در پشت و جلوي موضوع قرار دارد محو گردد . بديهي است هر لرزش خفيف دست يا دوربين هنگام عكسبرداري ، اثر چشم گيري روي وضوح و دقت عكس نهايي خواهد داشت . 

لنز تله

روش عكاسي از پشت دوربين دوچشمي يا تلسكوپ 

براي گرفتن عكس هايي با بزرگنمايي زياد از ماه ، خورشيد و چند سياره پرنور حتماً نيازي به عدسي هاي تله گران قيمت نيست و با يك دوربين تك چشمي يا تلسكوپ كوچك و كمي دقت و تجربه مي توان تصاويري بدست آورد كه قابل مقايسه با عكس هايي است كه با عدسي هاي تله 800 يا 1000 ميلي متري گرفته مي شود . براي عكاسي به اين نحو سه روش وجود دارد :

روش اول _ چشمي تلسكوپ و عدسي دوربين را باز كنيد و دوربين را مستقيماً با يك آداپتور ( ميله اي كوتاه براي اتصال دوربين به بدنه تلسكوپ ) به بخش انتهايي تلسكوپ وصل كنيد . در اين جا تلسكوپ حكم عدسي تله را پيدا مي كند . تصاوير اين روش دقت و وضوح خوبي دارند و اگر دوربين نلرزد و تنظيم باشد بهترين حالت تصوير است .

آداپتور: براي اتصال دوربين به تلسكوپ

روش دوم _ در اين روش دوربين به تلسكوپ وصل مي شود اما يك چشمي هم بين دوربين و تلسكوپ قرار مي گيرد . كه براي بزرگنمايي بيشتر استفاده مي شود ولي همچنان دوربين بدون عدسي است . در اين حالت كيفيت تصاوير كمي پايين تر است و هميشه از موتور رد ياب استفاده مي شود .

اتصال دوربين به تلسكوپ

روش سوم _ در اين روش عدسي دوربين و چشمي تلسكوپ هر دو بر جاي خود باقي خواهند ماند و عدسي دوربين را مستقيماً با چشمي مماس مي كنيم . در اين حالت گرچه كيفيت نور و تصوير تا حدي كاهش مي يابد و لي تصوير بزرگي بدست خواهد آمد كه با كمي دقت افت تصوير به كمترين حد ممكن مي رسد . در عكاسي به روش غير مستقيم تمامي نوردهي ها و اندازه ديافراگم هايي كه انتخاب مي كنيد بيشتر با تجربه بدست مي آيد . فراموش نكنيد كه وقتي عدسي دوربين را به چشمي مي چسبانيد اگر اطراف لنز را با پارچه سياهي نپوشانيد ، نور اضافي از كناره ها ي عدسي وارد دوربين شده و باعث نور ديدن فيلم مي شود در هنگام مماس كردن عدسي به چشمي مراقب باشيد كه عدسي دوربينتان خراش بر ندارد . براي اين منظور مي توانيد از يك واشر لاستيكي بين چشمي و عدسي دوربين استفاده نماييد .

 

منابع:

http://www.tebyan.net

http://www.parssky.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت   توسط نوید اباذری  |